تبلیغات
pbc live

به نام خدا

pbc live
امروز   به وبلاگ  pbc live  خوش آمدید


¿خداحافظ
شنبه 14 مهر 1386

سلام

هرکی میاد یه روزی باید بره حالا هم نوبت منه پس اومدم بگم خداحافظ

این اخرین اپمه راه زندگیمو مشخص کردم پس باید برم گفتن بله خیلی اسونه اما

بار مسئولیت این بله گفتن سخته ..

یه خواهش یه درخواست برام ارزوی خوشبختی کنید.

نمی دونم از مطالبی که توی این وبلاگ ثبت کردم موردپسندتون واقع بوده یا نه

اما...

مرسی از تمام کسائی که توی این مدت تنهام نذاشتن نظر می دادن و صمیمانه

 کنارم بودن

مرسی ازکسی که منو به این وبلاگ دعوت کرد اگه قبول کردم فقط واسه خاطر این

دوست عزیز بود

و حالا.........

و حالا نوبت اینه که بگم خداحافظ

نوشته شده در شنبه 14 مهر 1386 و ساعت 09:10 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در دوشنبه 16 مهر 1386 و ساعت 12:10 ب.ظ


¿عشق
چهارشنبه 28 شهریور 1386

عشق مثل اب می مونه که می تونی تو دستت قایمش کنی

اخرش یه روز دستتو باز می کنی می بینی نیست

قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی

اما دستت پر از خاطره است

نوشته شده در چهارشنبه 28 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿حقیقت زندگی
پنجشنبه 15 شهریور 1386

زندگی سخت نیست ما سختش می کنیم دلها تنگ نیست ما تنگش می کنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش می کنیم دل هیچ کس سنگ نیست ما سنگش می کنیم

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه؟ لبخندی که بی اراده روی لبهای یه عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم .

در بازی شطرنج عاشقی من و تو هر دو قانون بازی رو زیر پا گذاشتیم من به خاطر تو همه رو از صفحه دلم کیش کردم تو با انتخاب سیاه ترین مهره دلت در یک حرکت مرا پیش همه مات کردی

Blinking Orange Butterfly Quartet Images # 178651

                            Blinking Orange Butterfly Quartet Images # 178651

نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور 1386 و ساعت 09:09 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿کفش های تابستانی از شخصیت درونی شما می گویند
شنبه 10 شهریور 1386

کفشهای جلو باز

چنین به نظر می اید که هر چند شما محافظه کار و عملگرا هستید اما در عین حال از اینکه جنبه های مختلف شخصیت خود را هم به دیگران نشان دهید چندان ابائی ندارید همچنین در مواجهه با مشکلات دست و پای خود را گم نمی کنید.

کفش های پشت باز اما جلو بسته

در محیط کار شما یک حرفه ای سختگیر و سختکوش هستید هر چند که در محیط خانه بسیار بانمک جذاب صبور مهربانید برخی جزئیات روحی شما قابل شناختن نیست بخشی از ان در معرض دید عموم است و بخشی دیگر در سایه های پنهان شده است .

کفش پاشنه مربع

شما عاشق ان هستید که خصلت های خود را به رخ دیگران بکشید و از حس اعتماد به نفس بسیار بالائی برخوردارید همیشه به اینده ای زیبا و بسیار دور می نگرید و با پشتکار فراوان به بیشتر خواسته هایتان می رسید.

کفش های رنگی تخت

شما دوست دارید که همیشه به روز پیش بروید و خود را با مقتضیات زمان وفق بدهید اما در عین حال دوست دارید کاری کنید چیزی بپوشید و حرفی بزنید که بیش از دیگران جلب توجه کنید که در زندگی به دنبال چه چیزی هستید. بسیاری شما را ادمی یکدنده و لجباز می دانند .

کفش های کتانی و اسپرت

بسیار وابسته به دوستان خود بوده و با انها صادق و روراست هستید شما برای انجام دادن یک پروژه از ابتدا تا انتها به ان چسبیده و تا ان کار را به انجام نرسانید راحت نمی شینید.

کفش های پاشنه مربع

پشتکار بسیار خوبی دارید وتلاش می کنید تا به هر چه فکرش را می کنید برسید شما می توانید با درایت و به خوبی کشتی زندگی خود را به ساحل نجات برسانید عاشق زندگی هستید و به این راحتی ها ان را از دست نمی دهید .

کفش های تخت و ساده

با هوش و قابل اعتماد هستید و جزو نادر افرادی که دیگران به راحتی می توانند به شما تکیه کنند مستقل بودن را بسیار دوست دارید.

کفش های صندل

روحیه ای ازاد شاد و جوان پسند دارید و دیگران به خوبی به سمت شما جذب می شوند  زندگی را سخت نمی گیرید و عادت به غر زدن و گله کردن های مکرر ندارید .

 

نوشته شده در شنبه 10 شهریور 1386 و ساعت 09:09 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿از تفاوت شخصیتی یکدیگر با خبر شوید
شنبه 3 شهریور 1386

در کارهای خصوصی متولدین فروردین ماه دخالت نکنید

حس حسادت اردیبهشتی ها را تحریک نکنید

خردادیها به سمت افرادی فرهیخته جذب می شوند

تحت هیچ شرایطی متولد تیر ماه را دست نیندازید

مردادی ها عاشق دریافت گل و هدیه و توجه هستند

شهریوری ها و یک زندگی آرام و بدون ماجرا

برای هر تصمیمی به متولد مهر ماه فرصت دهید

آبانی ها سریع دل بسته و سریع تر دل می کنند

متولد آذر ماه عاشق پیاده روی و پیک نیک است

سرقول خود به دی ماهی ها بمانید

بهمنی ها حساس و نکته سنج

متولد اسفند را به تماشای فیلم اکشن نبرید

 

نوشته شده در شنبه 3 شهریور 1386 و ساعت 09:08 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در - و ساعت -


¿دروغ نگی یه روزی
چهارشنبه 17 مرداد 1386

یادت باشه عزیزم دروغ نگی یه روزی

آخه تو این آتیش فقط خودت می سوزی

آدمك دروغگو تنهاییاش زیاده

تموم قول و حرفاش لرزونه مثل باده

یه روز میگه عاشمو یه روز می گه دیوونم

یه روز می گه نمی شه كنار تو بمونم

آدمك دروغگو دلش شبیه سنگه

نامهربونه حتی با خودشم دو رنگه

حرفای عاشقونش فقط یه جور فریبه

به غیر این دورنگی، نگاهشم غریبه

یادت باشه عزیزم دروغ نگی یه روزی

آخه تو این آتیش فقط خودت می سوزیYour Image Thumbnail

 

نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 09:08 ق.ظ توسط : مریم
ویرایش شده در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 09:08 ق.ظ


¿دریابم
چهارشنبه 17 مرداد 1386
سحرگاهان همراه با طلوع خورشید 
با عشق تو متولد می شوم 
تا شامگاه از نبودنت می سوزم و می سازم 
اگر باشی از وجودت جان می گیرم
و با نفست زندگی می کنم 
و با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم 
به اندازه تمام ستاره های اسمان دوستت دارم 
همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند 
ودر اخر ای افتاب زیبای شرق 
 از این انتظار سرد خسته شدم 
دریابم 

نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ توسط : مرضیه
ویرایش شده در - و ساعت -


¿داستان انسان
چهارشنبه 17 مرداد 1386
انسان تنها نشسته بود، با غم و اندوهی فراوان، همه حیوانات دور او جمع شدند و گفتند، ما دوست نداریم تو رو غمگین ببینیم، هر آرزویی داری بگو تا ما بر آورده كنیم، انسان گفت به من قدرت بینایی عمیق بدهید، كركس گفت بینایی من مال تو، انسان گفت میخواهم نیرومند باشم، پلنگ گفت مانند من نیرومند خواهی شد، انسان گفت میخواهم اسرار زمین را بدانم، مار گفت نشانت خواهم داد، سپس همه حیوانات رفتند، و وقتی انسان همه این هدایا رو گرفت، رفت، و آنگاه جغد به بقیه حیوانات گفت، انسان دیگر خیلی چیزها را میداند و قادر است كارهای زیادی بكند، ناگهان من ترسیدم، گوزن گفت انسان به آنچه میخواست رسید، آیا دیگر غمگین نخواهد بود ؟ اما جغد گفت خواهد بود، حفره ای در درون انسان دیدیم، اشتیاق و حرصی شگرف كه كسی را یارای پر كردن آن حفره نیست، همان چیزی كه او را غمگین خواهد ساخت، حرص او بیشتر و بیشتر خواهد شد، تا روزی كه دنیا خواهد گفت من دیگر چیزی ندارم كه به تو ببخشم همه چیز تمام شده است !!!!

نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد 1386 و ساعت 02:08 ق.ظ توسط : آرین
ویرایش شده در - و ساعت -


¿راه من
سه شنبه 16 مرداد 1386
چون پرنده اگر لرزیدم ...... زیر باران اگر ترسیدم ...... وحشتم را به تو بخشیدم ...... سقوطم را به چشم دیدم ...... تا فهمیدم چه دل شكن بود ...... این راه من بود ...... این راه من بود صد آه اگر كشیدم سایه ای را سر نبریدم ...... یك بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم ...... زخم چین پیرهن ......هدیه دوست ...... وقت رفتن بود ...... هرگز بر نگشتم ...... این راه من بود ......این راه من بود رفتن ...... بردن و باختن ...... عشق ورزیدن ...... سوختن و ساختن ...... دیروز ...... دیروز من ...... راه دشوار پرده افكن بود ...... راه رفته ی من ...... راه خوب بهتر شدن بود ...... راه قد كشیدن ...... این راه من بود ...... این راه من بود در غم بودم ...... بر هم بودم ....... اما خود خودم بودم ...... ساده بودم ...... شبنم بودم ...... زخم گل را مرحم بودم ...... كارم از نو سر زدن بود ...... این راه من بود ...... این راه من بود صد آه اگر كشیدم سایه ای را سر نبریدم ...... یك بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم ...... زخم چین پیرهن ...... هدیه دوست ...... وقت رفتن بود ...... هرگز بر نگشتم ...... این راه من بود ...... این راه من بود

نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد 1386 و ساعت 08:08 ق.ظ توسط : آرین
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 15 مرداد 1386

کاش قلبم درد پنهان نداشت 

چهرهام هرگز پریشانی نداشت

برگهای اخر تقویمه عشق

حرف از یک روز بارانی نداشت

کاش می شد راه سخت عشق را

بی خطر پیمو دو قربانی نداشت

نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ توسط : آیدین
ویرایش شده در - و ساعت -